close
تبلیغات در اینترنت
یغما گلرویی - 5
loading...

شعر زیبا

یغما گلرویی

یغما گلرویی، شعر یک

شرمنده ام

گفته بودم
دست بر دیوار دور آن ور دریا می زنم
و تا هزاره ی شمردن چشم می گذارم
گفته بودم
غبار قدیمی تقویم را
ازش یشه های شعر وخاطره پاک نمی کنم
گفته بودم
صدای سرد سکوت این سالها را
با سرود و سماع ستاره بر هم نمی زنم
اما دوباره دل دل این دل درمانده
تو را میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد
هی
همیشه همسفر حدود تنهایی
بگذار که دفتر دریا هم
گزینه یی از گریه های گاه به گاه من باشد

از: یغما گلرویی / مجموعه شعر: گفتم بمان! نماند...

تعداد صفحات : 7

اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟